قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4717
تاريخ الفي ( فارسى )
وى مقرر شد و برقوق ، امير آخور بزرگ شد و بركه « 1 » ، مير مجلس گشت و نيابت مصر بر تغرى بربمش قرار گرفت و جميع امرا كه محبوس بودند ، آزاد شدند ، الّا چهار نفر : ايبك و برادرش و اسندمر [ صرغتمشى ] « 2 » و چركس . و چون طشتمر جميع مهمات را از پيش خود گرفت ، برقوق و بركه كه لذت مخالفت دريافته بودند بار ديگر بىتحمل شدند و با يكديگر و ديگران اتفاق نموده اظهار خلاف طشتمر نمودند و صبحى سوار شده به قلعه رفتند و سلطان را خواهى نخواهى سوار كرده متوجه طشتمر شدند . طشتمر بالضروره به جنگ پيش آمده شكست يافت و گرفتار شد و برقوق سپهسالار شد و وى اتابك شده به غايت اعتبار رسيد ، چنانچه مثل شد كه برقوق و بركه ، نصبا على الدّنيا شبكة . و يلبغا ناصرى را بعد از آنكه محبوس كردند آزاد كرده حكومت طرابلس دادند . و در اين سال سلطان فيروز شاه ، حاكم هندوستان به طرف اتاوه و اكحل « 3 » سوارى نمود و مقدّم آنجا راى سيرن و ادهرن « 4 » آمده ملازمت نمودند . ايشان را با زن و فرزند به دهلى فرستاده در آن ولايت هرجا كه ضرور بود قلاع ساخت و ملكزاده فيروز ، پسر ملك تاج الدين ترك را حاكم آن ولايت ساخته به دار الخلافهء دهلى مراجعت نمود . « 5 » و حاكم روم ، غازى مراد تا سنهء هفتصد و هشتاد و نه در حال خود بود .
--> ( 1 ) . وى بركه چوپانى يلبغاوى است . ( 2 ) . متن : استدير . ( 3 ) . منتخب التواريخ : اكچك . ( 4 ) . اسامى رايان : اتاوه و اكچك [ - اكحل ] سبير و ادهرن بوده است . - تاريخ مباركشاهى ، ص 134 . ( 5 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 251 ) : « فيروزپور و پتلاهى به حوالهء [ ملكزاده فيروز ] پسر ملك تاج الدين ترك نموده و اكچك را به ملك [ بلى ] افغان داده به دهلى بازگشت . »